سینمای شاعرانه وونگ کاروای

همه چیز به شکلی بی پروا شکوفا می شود. اگر به جای رنگ ها صداها بودند، صدایی کر کننده به قلب شب شلیک می شد.

شاعر معروف رینرماریا ریلکه، که دیرزمانی است به عنوان صدای رسای تنهایی و خواهش قلبی خاموش انسان شناخته می شود، گفته های زیادی در مورد درک آثار وونگ کاروای دارد. ریلکه که یکی از شخصیت های مهم در بازتراشی مدرنیسم است، ترانه ناکافی بودن شرایط انشان را سروده است، ترانه گرایش انسان در مسیر تنهای یافتن خود برغم تمامی زیبایی ها و امکان هایی که در زندگی موجود است.

وونگ کاروای همین جوهره غریبه بودگی افراد از یکدیگر و عواطف و اضطراب هایی که از این رهگذر عایدشان می شود، به تصویر می کشد. وونگ نیز یک شاعر است. زندگی های درونی شخصیت اش با بی پروایی تمام زیر نورهای فلورسانت شب هایش و در پس درهای اتاق های تنهایی مدرن شکوفا می شوند. آنها بی آنکه فریاد بر آورند، به درون فرو می خزند. فیلم های وونگ کاروای به تعمق در مورد شرایط انسان و مفاهیم ضمنی ابدی و همچنین معاصر آن می پردازد.