کاربردهای خاص قیدها

special uses of adverbs

قیدهایی که در حالت های مقایسه ای قیدها و صفت ها نقش دارند
حالت های تفضیلی و عالی صفت ها و قیدها با استفاده از much, far, by far تشدید می شوند.

He works much more rapidly than the other players.

much
He eats much less heartily than he used to.
She has become much prettier since she went on a diet.
کلمات very و در حالت محاوره ای تر ever so یا so very می توانند به میزان تشدید much بیفزایند:
He works very (ever so, so very) much more rapidly than the other employees.
His wife is a far better cook than most women he knows. far/by far
He works by far the hardest of anyone in his office.
ممکن است by far  پس از کلمه ای قرار گیرد که تشدیدش می کند.
His wife is a better cook by far than most women he knows.
در برخی موارد شاهد بیان ضمنی حالت عالی در مورد قیدها هستیم. در چنین مواردی کلمه the را می توان حذف کرد.
He likes this (the) most.
He has worked here (the) longest.
جایگزینی با So
حالت جایگزین so در جمله به منظور پرهیز از تکرار بخشی از گزاره جمله به کار می رود. در این مورد فعل جمله قبلی نیز به همراه so مورد استفاده قرار می گیرد. حالت جایگزین so با افعال زیر به کار می رود.
be afraid, believe, expect, guess, hope, imagine, say, suppose, suspect, tell, think

Do you think it will rain?      Yes, I think so.     (so = it will rain)

I know he’s going to be married because he told me so.     (so = he’s going to be married)
غیر از افعال say و tell جایگزین منفی برای so کلمه not است.

Do you think it will rain?     I certainly hope not.

فعل های ربطی appear, be, remain, seem نیز می توانند قبل از so قرار گیرند

Do you think he will be found guilty?     It appears so from all the evidence.

از بین این افعال تنها افعال appear و seem هستند که دارای فرم جایگزین منفی not هستند.

Have the police found the stolen jewelry?

It appears not, from what I have read in the newspapers.
در صورتی که فعل do به فعل کنشی قبل از خود اشاره داشته باشد، so جایگزین بخشی از گزاره می شود که پس از فعل قرار دارد. It (در حالت غیررسمی) یا this می توانند به جای so مورد استفاده قرار گیرند.

His lawyer suggested that he sue the man whose car hit him, but he is unwilling to do so. (یا it, this)

در برخی از جمله ها so می تواند معادل قید thus (اینچنین)  باشد.
She is very cynical. Her hard life has made her so.
She made life interesting because she found it so.
He is a friend and I tread him so. (یا as such)
منفی سازی با استفاده از Not, No
not می تواند قبل از تمامی لایه های درجه بندی قرار گیرد که می توانند قبل از صفت ها به کار روند.
showed up. people more many very so Not
was done. work much
not را می توان به همراه ضمیرها و دیگر قیدها در پاسخ های کوتاه استفاده کرد.
Were there any students at the rally?   Not many.
Do you ever go to the movies?    Not often.
Is any disturbance expected at the meeting tonight?     Certainly (probably) not. (پس از قید جمله مورد استفاده قرار گرفته است)
No را می توان بصورت قیدی به همراه فرم های مقایسه ای صفت و قید مورد استفاده قرار داد.
He is no better than I.
No more work was done that day.
در برخی موارد هر دو کلمه no یا not را می توان به همراه حالت مقایسه ای به کار برد.
No (not) more than twenty people came to the lecture.
This room will hold no (not) more than twenty people.
حالت های تشدیدکننده که حالت منفی سازی no و not را تقویت می کنند، به قرار زیر هستند:
whatever یا I have no money what(so)ever.
whatsoever: پس از no و یک اسم No exception what(so)ever will be made.
at all
پس از no و یک اسم I have no money at all. (at all = whatsoever)
پس از not یا never و یک فعل He can’t be persuaded at all.
This radio has never worked at all.
At all می تواند پس از not قرار بگیرد I’m not at all sure he’s right.
Not قبل از صفت های مقدار نیز به کار می رود
Not a (single) man showed up. (a = one)
Not many people showed up.
Not much work was done.
Not می تواند بیانگر تضاد بین دو ساختار گرامری مشابه باشد
We need help, not sympathy.
Please put the flowers in the green vase, not in the blue one.
Not اگر به همراه یک عنصر منفی دیگر، که معمولاً کلمه ای با پیشوند منفی است، همراه شود معنی مثبت پیدا می کند: not infrequently هم معنی frequently است. از دیگر مثال های منفی دوگانه می توان به not unlikely, not unaware, not distasteful, not for nothing اشاره کرد. دیگر انواع منفی دوتایی غیراستاندارد تلقی می شوند:
* I didn’t do nothing.
* We never (hardly ever) give nobody any trouble.
Already و Yet
already در جملات مثبت به کار می رود و yet در جملات منفی

He has already left the office.  یا در حالتی دیگر  He has left the office already.

He hasn’t left the office yet.    یا در حالتی دیگر    He hasn’t yet left the office.
Yet در جملات پرسشی نیز کاربرد دارد

Has he left the office yet?

Hasn’t he left the office yet?
گاهی اوقات already در جملات پرسشی مثبت به کار می رود: Has he left the office already? قید already نسبت به قید yet دارای بار معنایی قوی تری است و در مورد آن توقع شنیدن پاسخ مثبت بیشتر است. چنانچه استرس جمله بر روی already باشد، حس تعجب و آزردگی نیز به همراه جمله مطرح می شود.

What! Have you run out of money already?

Too و Very
هم too و هم very به معنی “به میزان زیاد” هستند، ولی too مفهوم “بیش از حد” را نیز داراست.: This dress is too tight; This dress is too expensive for me to buy. یکی دیگر از معانی too بیان مفهوم قضاوت گوینده نسبت به مقدار بسیار بالای یک کمیت است که گوینده نسبت به آن نظر مثبتی ندارد و اغلب آن را مردود می داند.
He smokes very much. (در اینجا تنها مفهوم مقدار زیاد است = very)
He smokes too much. (در اینجا گوینده جمله نظر مثبتی نسبت به مقدار زیاد ندارد و آن را مردود می داند)
Ever
Ever در موارد زیر کاربرد دارد
در جملات پرسشی Do you ever see him? (Ever = at any time “هر زمان”)
در جملات منفی I don’t ever see him any more.

ever و any more مفهوم منفی را تشدید می کنند.

در جملات مثبت If I (ever) see him, I’ll tell him.

Ever در جملات شرطی به معنی “هر زمان” است.

This is the best book I have (ever) read.

Ever پس از صفت عالی معنی “در تمام زندگی ام” دارد.

Most به معنی Very
قید most اگر به تنهایی و بدون the مورد استفاده قرار گیرد، مشابه غیررسمی very است.
She is a most beautiful girl.
The room was most tastefully furnished.
دسته بندی: هنر و سرگرمی
امتیاز کاربران: