I can hardly believe that …

Pattern-31

I can hardly believe that

به سختی باور می کنم که …

☢️ I can hardly believe that …

?I can hardly believe that he’s deaf; he can understand us so well.
به سختی باورم می شه (باورم نمی شه) که اون کَر باشه. خیلی خوب منظورمونو متوجه می شه.

?I can hardly believe that Paul was put in prison for bribery.
باورم نمی شه که پاول بخاطر رشوه گیری زندانی شده باشه.

?I can hardly believe that what I have seen.
چیزی رو که دیدم باورم نمی شه.

➿ Conversation

?️ Employer: I have some bad news for you.
رئیس: خبر بدی براتون دارم.

?️ Employee: What’s the matter?
کارمند: چی شده؟

?️ Employer: Our company has been having some financial troubles and we have to lay off some workers.
رئیس: شرکت ما با مشکلات مالی مواجه شده و باید بعضی از کارمندها رو تعدیل کنیم.

?️ Employee: Really?
کارمند: واقعاً؟

?️ Employer: I’m afraid so and you’re one of the workers whose job we’ll have to cut.
رئیس: متأسفانه بله و شما یکی از کارمندهایی هستید که باید تعدیل کنیم.

?️ Employee: I can hardly believe my ears! I never thought I would lose my job here.

چیزی رو که می شنوم باور نمی کنم! هرگز فکر نمی کردم که کارم در این شرکت رو از دست بدم

loudspeaker

دانلود فایل صوتی

دسته بندی: speaking
امتیاز کاربران:
Rate this post