معرفی اجزاء کلام در زبان انگلیسی

Intro

در زبان انگلیسی مانند بسیاری از زبان های دیگر جمله از دو بخش اصلی تشکیل یافته است. کلمه اول جمله، نهاد (subject)، کلمه ای است که دیگر کلمات در مورد آن اطلاعاتی را بیان می کنند. باقی بخش های جمله، گزاره (predicate) است که در مورد نهاد اطلاعاتی را در بر دارد. بنابراین تقسیم بندی یک جمله ساده به شکل زیر خواهد بود:

The boy (کلمه ای که باقی جمله در مورد آن اطلاعاتی را در بر دارد)

Subject

threw the ball into the water. (آنچه در مورد نهاد جمله گفته می شود)

Predicate

دیگر بخش های کلام در جمله بسته به ارتباطی که بین subject و predicate وجود دارد، تقسیم بندی می شوند. هر یک از این مقوله های کاربردی به عنوان یک گروه از اجزاء کلام تقسیم بندی می شوند. کلماتی که بخش مرکزی جمله ها را می سازند و دیگر کلمات خوشه وار دور آنها قرار می گیرند، فعل ها (verbs) و اسم ها (nouns) هستند. کلماتی که نقش توصیفی برای این دو جزء اصلی دارند، صفت ها (adjective) و قیدها (adverb) هستند. کلماتی که نقش ارتباط دهنده بین این کلمات را ایفا می کنند، حروف اضافه (prepositions) و کلمات ربط (conjunction) نام دارند.

اجزاء کلامی که هسته اصلی جمله را تشکیل می دهند

مهمترین بخش جمله، بخشی که وجود آن برای رساندن مفهوم کامل ضروری است، شامل مهمترین کلمه در نهاد جمله (که اغلب “نهاد ساده” نامیده می شود) در کنار یکی از دو بخش زیر است:
۱٫ کلمه ای که انجام عمل یا واقع شدن اتفاقی را بیان می کند. پس از این کلمه اغلب اوقات کلمه ای می آید که مفهوم آن را کامل می کند و مفعول (object) نامیده می شود. کلمه ای که انجام عمل را بیان می کند، فعل (verb) نامیده می شود.
جمله نمونه: The boy threw the ball into the water.
 2_1
یا
۲٫ یک کلمه ربطی که بیان کننده یک حالت یا شرایط خاص است. پس از این کلمه اغلب کلمه ای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد که مفهوم آن را کامل می کند و مکمل نهاد (subjective complement) خوانده می شود. کلمه ای که بیان حالت را در جمله نشان می دهد، فعل نامیده می شود.
جمله نمونه:Mary is a pretty girl.
 2_2
کلماتی که به عنوان فاعل (subject)، مفعول (object) یا مکمل نهادی (subjective complement) در هسته اصلی جمله قرار می گیرند، اسم (noun) نامیده می شوند. بنابراین کلمات boy, Mary, girl در جملات بالا همگی اسم هستند. (در مورد کاربردهای دیگر اسم بعداً توضیح کافی داده خواهد شد.
     نکته: مکمل نهادی در جمله می تواند نقش صفت (Mary is pretty) و قید (Mary is here) نیز داشته باشد.
برخی از کلمات به جای اسم مورد استفاده قرار می گیرند و از تکرار آنها جلوگیری می کنند. به عنوان مثال به جای The boy threw the ball می توانیم بگوییم He threw it. کلمات جایگزین به جای فاعل و مفعول در جملات قبلی ضمیر (pronoun) نامیده می شوند.
در مورد افعال نکته مهمی وجود دارد و آن اینکه شکل ونحوه قرار گیری آن در ارتباط با نهاد جمله و مکل آن نه تنها مشخص کننده هسته اصلی جمله (الگوی اجزاء جمله) است، بلکه نوع جمله نیز به آن وابسته است. به انواع جمله توجه کنید:
He is going to the movies tonight. Statement (جمله خبری)
Is he going to the movies tonight? Question (جمله پرسشی)
What a beautiful day it is! Exclamation (جمله تعجبی-معترضه)
Please close the door. Imperative (جمله امری)
نکته: به خاطر داشته باشید که جمله امری تنها نوع جمله است که در آن نهاد وجود ندارد. و وجود آن (you) را می توان در جمله تشخیص داد.

اجزاء توصیفی کلام

اگر به هسته اصلی جمله ای که قبلاً به عنوان مثال مطرح کردیم برگردیم:
3_1
متوجه می شویم که می توان کلمات دیگری را نیز به این جمله اضافه کرد که نقش توصیفی ایفا می کنند و از اینرو مفهوم آنها را محدودتر می کنند. بنابراین می توانیم طرح دیگری به شکل زیر ترسیم کنیم:
 3_3
کلماتی که نقش توصیفی در مورد اسم ها دارند، صفت (big, green) و کلماتی که نقش توصیفی در مورد افعال دارند، قید (there, quickly) نامیده می شوند.

اجزاء جمله که نقش ارتباط دهنده دارند

برخی از کلمات هستند که بیانگر رابطه مکانی، مسیری، زمان و غیره بین دو کلمه دیگر هستند. در جمله بالا ما می توانیم کلمه water را با threw و into ترکیب کنیم تا مسیر حرکت را نشان داده باشیم.
 3_3
در جمله بالا کلمه into بیانگر رابطه موجود بین دو کلمه دیگر threw و water است. چنین کلماتی را حرف اضافه (preposition) می نامند.
یکی دیگر از کلماتی که نقش ارتباط دهنده در جمله ایفا می کند، کلمه ربط (conjunction) است. این گروه از کلمات یکی از دو نقش زیر را در جمله دارند.
     ۱٫ کلمه ربط همپایه ساز (coordinate conjunction) – این گروه از کلمات گروهی از کلمات را به یکدیگر ارتباط می دهند که به جهت گرامری یکسان هستند.
     مثال:  The boy and the girl threw the ball.
 4_1
     ۲٫ کلمه ربط وابسته ساز (subordinate conjunction) – این گروه از کلمات کلماتی را به یکدیگرر ارتباط می دهند که به جهت گرامری یکسان نیستند.
     مثال:  The boy caught the ball after the boy threw it.
 4_2
در تقسیم بندی کلاسیک گرامری اغلب گروه دیگری از کلمات را در اجزاء کلام طبقه بندی می کنند. این کلمات ادات تعجب (interjection) نام دارند و کلماتی هستند که بیانگر احساسات و عواطف (تعجب، لذت، درد و غیره) هستند و معمولاً در ابتدای جملات مورد استفاده قرار می گیرند (oh, hurrah, ouch). این کلمات کاربرد گرامری ندارند. از اینرو کمتر به آنها پرداخته خواهد شد.
در بخش های آینده تمامی اجزاء کلام را ابتدا به انواع آنها طبقه بندی می کنیم. این تقسیم بندی صرفاً بر اساس فرم ساختاری و رفتار گرامری آنها خواهد بود. سپس آن جزء گرامری را بر اساس شناسه های قابل تشخیص گرامری مانند کاربرد function، محل قرارگیری position، فرم form و نشانگرها marker مورد تحلیل قرار می دهیم. در بخش کاربرد به توضیح این موضوع خواهیم پرداخت که آن جزء گرامری بخشی از هسته اصلی جمله است (اسم، ضمیر، فعل)، توصیف کننده (صفت، قید) یا ارتباط دهنده (حرف اضافه، کلمه ربط). در بخش فرم به بررسی (۱) پسوندهای تصریفی (Inflectional Suffix): پسوند هایی که نقش گرامری دارند (مانند s- جمع، ed- زمان گذشته)؛ و (۲) پسوندهای اشتقاقی (Derivational Suffix): پسوندهایی که تعیین کننده اجزاء گرامری مجزا هستند (مانند tion- برای اسم و ize- برای فعل) خواهیم پرداخت. در بخش نشانگرها به بررسی کلماتی پرداخته خواهد شد که نمایانگر نوع کلمات پس از خود هستند (مانند the که پیش از اسم می آید یا very که پیش از صفت ها یا قیدها مورد استفاده قرار می گیرند.
از بحثی که در مورد اجزاء کلام داشتیم اینطور بر می آید که تنها اسم ها، فعل ها، صفت ها و قیدها دارای پسوندهای تصریفی یا اشتقاقی هستند و برای شناختن آنها از نشانگرها استفاده می شود. بخش عمده از کلمات هر زبان به این چهار گروه تعلق دارد و کلمات جدید زبان به این گروه ها وارد می شود.
نکته: در بررسی گرامری اغلب از معنی کلمه کمتر استفاده می شود. زیرا در زبان انگلیسی معنی کلمه بسته به اینکه به کدام تقسیم بندی گرامری تعلق دارد، تغییر می کند (مخصوصاً از اسم به فعل و از فعل به اسم). و این بدان معنی است که یک کلمه می تواند به چند گروه تعلق داشته باشد. بنابراین در جمله The ship sails tomorrow کلمه sails فعل است و معنی آن “بادبان افراشتن” و “عازم شدن” است. در حالیکه همین کلمه در جمله The sails of the boat are white حالت اسم دارد و معنی آن “بادبان” است. به همین دلیل ارائه تعریف بر اساس معنی کلمه مانند “اسم کلمه ای است برای نامیدن شخص، محل یا شیء” اغلب سردرگم کننده است تا راه گشا.
دسته بندی: هنر و سرگرمی
امتیاز کاربران: